تعاون و همکاری

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ

«(همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید! و (هرگز) در راه گناه و تعدّی همکاری ننمایید!»

آنچه در این آیه نسبت به تعاون آمده یک اصل کلی اسلامی است که سراسر مسائل اجتماعی و حقوقی و اخلاقی و سیاسی را در بر می گیرد، طبق این اصل مسلمانان موظفند در کارهای نیک، همکاری کنند ولی همکاری در اهداف باطل و اعمال نادرست و ظلم و ستم، مطلقاً ممنوع است، هر چند مرتکب آن دوست نزدیک یا برادر انسان باشد. این قانون اسلامی درست بر ضد قانونی است که در جاهلیت عرب- و حتی در جاهلیت امروز- نیز رایج است.

در آن روز اگر افرادی از قبیله ای به افراد قبیله دیگر حمله می کردند، بقیه افراد قبیله به حمایت آنها برمی خواستند بدون این که تحقیق کنند حمله عادلانه بوده است یا ظالمانه، این اصل در مناسبات بین المللی امروز نیز حکومت می کند و غالباً کشورهای هم پیمان، و یا آنها که منافع مشترکی دارند، در مسائل مهم جهانی به حمایت یکدیگر بر می خیزند، بدون این که اصل عدالت را رعایت کنند و ظالم و مظلوم را از هم تفکیک نمایند! اسلام خط بطلان بر این قانون جاهلی کشیده است و دستور می دهد تعاون و همکاری مسلمین با یکدیگر باید تنها در کارهای نیک و برنامه های مفید و سازنده بوده باشد نه در گناه و ظلم و تعدی. جالب توجه این که نیکی و تقوا هر دو در آیه فوق با هم ذکر شده اند، که یکی جنبه اثباتی دارد و اشاره به اعمال مفید است، و دیگری جنبه نفی دارد و اشاره به جلوگیری از اعمال خلاف می باشد. و به این ترتیب تعاون و همکاری باید هم در دعوت به نیکی ها و هم در مبارزه با بدی ها انجام گیرد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:

«لایزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما أمَرُوا بِالمَعرُوفِ و نَهَوا عَنِ المُنکرِ و تَعاوَنُوا عَلَی البِرِّ وَالتَّقوی»

«مردم همیشه در خیر خواهند بود تا وقتی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند، و در نیکی و پرهیزکاری یکدیگر را یاری می رسانند».

در فقه اسلامی از این قانون در مسائل حقوقی استفاده شده و پاره ای از معاملات و قراردادهای تجاری که جنبه کمک به گناه دارد، تحریم گردیده، همانند فروختن انگور به کارخانه های شراب سازی و یا فروختن اسلحه به دشمنان حق و عدالت و یا اجاره دادن محل کسب و کار برای معاملات نامشروع و اعمال خلاف شرع (البته این احکام شرایطی دارد که در کتب فقهی بیان شده است).

اگر این اصل در اجتماعات اسلامی زنده شود و مردم بدون در نظر گرفتن مناسبات شخصی و نژادی و خویشاوندی با کسانی که در کارهای مثبت و سازنده گام بر می دارند همکاری کنند، و از همکاری کردن با افراد ستمگر و متجاوز در هر گروه و طبقه ای که باشند، خودداری نمایند، بسیاری از نابسامانی های اجتماعی سامان می یابد.

همچنین اگر در مقیاس بین المللی دولت های دنیا، با متجاوز- هر کس و هر دولتی بوده باشد- همکاری نکنند، تعدی و تجاوز و استعمار و استثمار از جهان برچیده خواهد شد. اما هنگامی که می بینیم پاره ای از آنها به حمایت متجاوزان و ستمگران بر می خیزند و با صراحت اعتراف می کنند که اشتراک منافع آنها را دعوت به این حمایت کرده، نباید انتظار وضعی بهتر از این داشته باشیم.

در روایات اسلامی در این باره تأکیدهای فراوانی وارد شده است:

1- از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمود:

«اذَا کانَ یوْمُ الْقِیامَةِ نَادَی مُنَادٍ اینَ الظَّلَمَةُ! وَ اعْوَانُ الظَّلَمَةِ! وَ اشْبَاهُ الظَّلَمَةِ! حَتَّی مَنْ بَرَءَ لَهُمْ قَلَمَاً وَ لَاقَ لَهُمْ دَوَاتاً، قَالَ: فَیجْتَمَعُونَ فِی تَابُوتٍ مِنْ حَدیدٍ ثُمَّ یرْمَی بِهِمْ فِی جَهَنَّم»

«هنگامی که روز قیامت بر پا شود منادی ندا در می دهد کجا هستند ستمکاران و کجا هستند یاوران آنها و کسانی که خود را به شبیه آنها ساخته اند؟- حتی کسانی که برای آنها قلمی تراشیده اند و یا دواتی را لیقه کرده اند- همه آنها را در تابوتی از آهن قرار می دهند سپس در میان جهنم پرتاب می شوند».

2- صفوان جمال از یاران امام کاظم (علیه السلام) می گوید: خدمت امام رسیدم فرمود: ای صفوان! همه کارهای تو خوب است جز یک کار! عرض کردم: فدایت شوم، چه کار! فرمود: این که شتران خود را به این مرد یعنی هارون کرایه می دهی! گفتم: به خدا سوگند در مسیرهای عیاشی و هوس بازی و صید حرام به او کرایه نمی دهم، تنها در این راه، یعنی راه مکه، در اختیار آنها می گذارم، تازه خودم همراه شتران نمی روم، بعضی از فرزندان و کسانم را با آنها می فرستم. فرمود: ای صفوان! آیا از آنها کرایه می گیری؟! عرض کردم بله، فرمود: آیا دوست داری که زنده بمانند و بر سر کار باشند تا کرایه تو را بپردازند گفتم بلی، فرمود: کسی که بقای آنها را دوست بدارد از آنها است و هر کسی از آنها باشد در آتش دوزخ خواهد بود، صفوان می گوید من بلافاصله رفتم و تمام شترانم را فروختم.

این موضوع به گوش هارون رسید به دنبال من فرستاد و گفت: صفوان! شنیده ام شترانت را فروخته ای! گفتم آری گفت: چرا! گفتم: پیر شده ام و فرزندان و کسانم نمی توانند از عهده اداره آنها بر آیند، گفت: چنین نیست، چنین نیست! من می دانم چه کسی این دستور را به تو داده است آری موسی بن جعفر (علیه السلام) به تو چنین دستوری داده است گفتم: مرا با موسی بن جعفر چه کار! هارون گفت، این سخن بگذار! به خدا سوگند اگر سوابق نیک تو نبود دستور می دادم گردنت را بزنند!»

3- پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام) فرمود:

«ده طایفه از این امت به خدا کافر شده اند که یکی از آنها کسی است که اسلحه به دشمنان اسلام که با آنها در حال جنگند بفروشد»

نظرات خوانندگان
تا کنون هیچ نظری درباره این مطلب ثبت نشده است
نظر جدید
نام*
ایمیل
نظر*

متن تصویر*